اولین مسافرت نگین
روز 10 اردیبهشت عروسی هانیه جون دختر عمه بابا تو کرج بود با اینکه هنوز 4 روز مونده بود که چهل روزه بشی ما تصمیم گرفتیم بریم مسافرت تا روحیه مون عوض بشه رفتیم عروسی که شما این قدر گریه کردی که من از عروسی هیچی نفهمیدم عروسی توی باغ آدم و حوا یه جای زیبا و قشنگ بود . بازم خیلی خوش گذشت این هم یه عکس از تنها جایی که گریه نمی کردی

این هم دخترم حاضر برای رفتن به جشن پاتختی

این هم نگین خانم 39 روزه کنار دریا و پاشو زده به آب دریا دخمل گلم


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مسافرت نگین 

